تبليغاتX
ساهي
 داستان اما شیرینو پند امیز
سلام دوستان

روزی پادشاهی با وزیر خود به شکار میرفتند که در بین راه به پیر مرد کشاورزی بخوردند که مشغول کشاورزی بود پادشاه به پیرمرد سلام کرد پیرمرد جوابش را داد بد پرسید که ای پیرمرد حالت چطوره گفت که خوبم خداراشکر پرسید برادرها چطورن پیرمرد جواب داد تفرقه افتاده بینشان   پرسید که ۲چطوره جواب داد که به ۳ رسیده    پرسید دور چطوره جواب داد که نزدیک شده   سپس خداحافظی کردند  و رفتن . 

فردای ان روز پادشاه به وزیر خود گفت که ایا متوجه شدی که من چی پرسیدم و  پیرمرد چی جواب داد  وزیر گفت که نه گفت که ۳روز وقت داری که جواب را برام بیاری وگر نه از وزیری برکنارت میکنم.

وزیر هر چه فکر کرد جواب را نیافت تا اینکه ناچارا به نزد پیره مرد رفت و گفت که ای مرد قضیه کار ما بر این است کمکم کن که از وزیری برکنار نشوم   پیره گفت که ۱۰۰نومن خرج دارد وزیر قبول کرد وپول را به او داد

بعد پیره مرد گفت که جواب اینکه پرسید برادران چطورن یعنی دندانهات چطوره گفتم که چندتاشون افتادن....

پرسید که ۲چطوره گفتم که به ۳ رسیده یعنی باید با عصا راه برم...

پرسید که دور چطوره یعنی چشمات چطورن جواب دادم نزدیک شده یعنی ضعیف شدن و دور نمیبینم....

بعد وزیر پیش پادشاه رفتو گفت که قبله عالم جواب را یافتم که از این قراره که.............//////////

بعد پادشاه گفت که حالا بگو که خوراک خدا...لباس خدا...و کار خدا چیست  ...بازم وزیر فکر کرد و جواب را

 نیافت   و دوباره به پیش پیرمرد رفت و گفت که این ۳تا جوابشون چیست

پس پیره مرد گفت که لباس خدا پوشیدن کارهای بندگانش که ابرویشان نرود....

خوراک خدا خوردن غصه بندگانش...

و کار خدا هم بعدا میگم...

پس وزیر به نزد پادشاه رفت و گفت که.............................................

پادشاه گفت که باید کار خدا هم بگی  وزیر از جایی که نمیدونس گفت که حقبقت اینه و من از اون

پیرمرد پرسیدم پادشاه گفت که پس خوب برو و پیر مرد را بیار .

وزیر رفت و پیرمرد را اورد به نزد پادشاه        پادشاه به وزیر گفت که لباسهایت را در بیاور

به پیر مرد هم گفت که تو هم در بیاور و سپس گفت که با هم عوض کنید

پس پیرمرد لباسهای وزیر   و   وزیر لباسهای پیرمرد را پوشد

بعد وزیر گفت که این چه کاریه خدا ای پادشاه چرا

پیرمرد  گفت که این کار خداست

   که من را چون توای             و              تو را چون من کنه./////////////////////////////

|+| نوشته شده توسط عباسي در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
 سلام
مشاهده و دریافت کد                               سلام

|+| نوشته شده توسط عباسي در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  |
 سلام دوستان
|+| نوشته شده توسط عباسي در یکشنبه دهم خرداد 1388  |
 
 
بالا